بیا درست فکر کنیم: قسمت اول

شناسایی خواسته ها

هر یک از ما روزانه خواسته هایی را مطرح می کنیم که بدون شک برای رسیدن به آن ها درحال تلاش و کوشش هستیم. اما همه به خوبی می دانیم که

انسان همان است که در طول روز بدان می اندیشد

تاثیر اندیشه ها و افکار بر روی رفتار انسان امری غیر قابل انکار است بنابراین هرکس به فراخور شرایطی که در آن قرار دارد باید بر افکار – و به نوعی احساسات- خود تسلط داشته باشد. این کنترل افکار در واقع همان به کارگیری قانون جذب است.

اولین نکته در مدیریت افکار، مدیریت و نظارت بر خواسته هاست! بله شاید مشکل از خواسته هایتان است که شما حس می کنید در زندگی روزمره آن چنان که باید نیستید.

مردم در شناسایی آن چه می خواهند چندان ماهر نیستند ولی در عوض در شناسایی آنچه نمی خواهند بسیار کارآمد هستند! ما هر روز درباره ی هزاران چیز که نمی خواهیم اظهار نظر میکنیم!

خدایا اصلا نمی خوام این مصیبت رو بر من نازل کنی!

نمی خوام دیر کنی

اصلا نمی خوام امروز به مدرسه برم

نمی خوام بدون دخالت من تصمیم بگیرن

...

به خودی خود این موضوع مخرب است ولی با اندکی تغییر می توانید از طریق چیزهایی که نمی خواهید به چیزایی که می خواهید برسید!

زمانی که جمله ای را بر زبان می آورید که شامل عبارات « نه، نمی، نـ » است در واقع در حال توجه کردن به آنچه نمی خواهید هستید

فقط کافیست از خودتان بپرسید: « خب،  من چه می خواهم؟!»

مورد دیگر این که مردم شاید در دانستن آنچه که می خواهند مشکل دارند ولی خوب می دانند که چه می خواستند!

می خواستم الان خونه باشم نه بیرون زیر بارون

همیشه می خواستم خلبان بشم نه راننده تاکسی

می خواستم دانشگاه برم و ادامه تحصیل بدم نه اینکه...

خدا نخواست که من...

هدف ما از طرح این موضوع چیست؟

رسیدن به چیزهایی که میخواهیم از طریق آنچه نمی خواهیم! شما با این کار واژگان خود را تغییر میدهید. اگر دقت کرده باشید افراد سر زنده و موفق و شاد واژگان متفاوت و خاص خودشان را دارند و این موضوع کاملا علمی است چرا که

زبان، محفل اندیشه است

پیشنهاد می کنیم مطابق بحث امروز، لیستی برای اهداف و خواسته هایتان ترتیب دهید و درباره افکار، تصورات و خواسته های خود و صحیح و متعالی بودن آنها بیندیشید

بدانید:

  لَا يحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا(النساء/148)

خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بديها را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

به هرچه بگویم «باش» می شود

شاید ساده ترین و روان ترین  بیان برای قانون جذب همین باشد:

«تمرکزکردن روی آن چیز باعث می شود که بلافاصله در بخشی از کاینات آن چیز واقعی شود!

این یعنی ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!»

بسیاری از ما وقتی این تعریف را می بینیم شروع به مخالفت می کنیم و البته حق داریم! چه طور ممکن است صرفا توجه کردن به یک واقعه زمینه ی ایجاد آن باشد؟ چرا با اینکه ما در طی روز اتفاقات بدی در ذهن خلق می کنیم اما یک صدم آن ها نیز واقعی نمی شود؟ ما هم آرزوها و خواسته های زیادی داریم که شب و روز به آن ها فکر می کنیم اما هیچ کدام تحقق نمی یابند؟

با اینکه طبق قانون جذب پاسخ های زیادی برای این پرسش ها مطرح می شود اما بیشتر آن ها توان قانع کردن فرد را ندارند و از طرفی ما را به سمت این سوال سوق می دهند که

آیا میتوانیم بر قانون جذب خط بطلان بکشیم؟!

با این توصیفات نه! چون اگر فرد بمیرد و به خواسته اش نرسد دلیلی بر باطل بودن قانون جذب نیست! شاید او انرژی و احساس کمتری را درگیر کرده بود...

اما واقعیت چیز دیگریست. طی این صحبت ها از حضور یک نفر غافل شدیم. کسی که هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به عنایت او

پیامبر(ص) می فرماید خداوند فرزندان آدم را اینگونه ندا می دهد:

ای فرزند آدم

من به هرچه بگویم «باش» می شود

مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن

تا تو را چنان قرار دهم

که به هرچه بگویی « باش» بشود

بله! خدا به هرچه بگوید باش، می شود اما تو ای فرزند آدم تنها زمانی به اینجا میرسی که به بی نهایت تمسک کنی..

دفع هفتاد بلا...

همین طور که می دونید در دین ما توصیه ی زیادی به صدقه دادن شده و همه ی ما به نوعی این کار رو انجام می دیم.در قانون جذب می گوییم فرد نباید اضطراب و نگرانی به دل راه دهد چون همین نگرانی می تواند به طور طبیعی منجر به وقوع اتفاقاتی ناخواسته و شاید ناخوشایند شود.

برای همه ی ما پیش می آید که گاهی در رابطه با موضوعی دچار دلشوره و نگرانی شویم وگاهی این دلشوره ها بقدری شدید می شود که  که زندگی عادی ما به هم می خورد و خود این موضوع یک اتفاق بد و ناخوشایند است!

یکی از ویژگی های بارز افراد با ایمان آرامش است. آرامشی که به دیگر افراد نیز منتقل می شود و این موضوع خود نقش موثری در حل مشکلات دارد و این همان بیان قانون جذب است. اگر با آرامش و یقین به امور بپردازی موفق می شوی...

می دانیم که اولین راه موثر برای رهایی از اضطراب ها و ترس ها و نگرانی ها ذکر و یاد خداست

 

الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/28)

آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است; آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد!

 

دومین راه موثر صدقه دادن است. مهم نیست مبلغ آن چقدر است مهم این است که صدقه را بدهید و یقین داشته باشید که وعده خدا حق است!

در قرآن مجيد آيات فراوانى - مخصوصا در سوره بقره - درباره انفاق و بخشش در راه خدا آمده است و براى اين کار پاداشها و فضيلتهاى بزرگى ذکر شده که می تونید با مراجعه به این سوره اطلاعات بیشتری هم کسب کنید

نتیجه گیری: بعد از ذکر و یاد خدا صدقه دادن بهترین گزینه برای مقابله با جذب های منفی، اضطراب ها و نگرانی هاست. امتحان کنید!

هر چی تو بگی؟!

آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن مي‌رسد؟! در حالي که آخرت و دنيا از آن خداست! و چه بسيار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودي نمي‌بخشد مگر پس از آنکه خدا براي هر کس بخواهد و راضي باشد و اجازه دهد! (النجم/24تا26)

 و اينکه تلاش او بزودي ديده مي‌شود، سپس به او جزاي کافي داده خواهد شد! که همه امور به پروردگارت منتهي مي‌گردد؟! اينکه اوست که خنداند و گرياند، و اوست که ميراند و زنده کرد،(النجم/40تا44)

اينکه اوست که بي‌نياز کرد و سرمايه باقي بخشيد،(النجم/48)

در سوره ی مبارکه ی نجم به این آیات برخوردم که به نظرم ارتباط جالبی با موضوع جذب و فراتر از آن، راز قانون جذب (secret) دارند. در کتاب راز آمده است "هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست هایت خواهی داشت. افکار و اندیشه ها قدرتی دارند که می توانند اشیاء و پدیده های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند. آرزوها در سه گام به دست می آیند، نخست خواستن: به دنیا فرمان بده. دوم باور: باور داشته باش که به خواسته ات رسیده ای. سوم تجسم: احساس کن که به خواسته ات رسیده ای"

بدون هیچ تحلیل اضافه ای به این نکته اشاره کنم که در این مباحث حرفی از خدا به میان نیامده است تو در برابر کائنات قرار داری و این کائنات است که به خواسته ی تو جواب می دهد و البته کائنات کاملا تحت فرمان توست. نکته ی دوم اینکه اگر کسی به خواسته ی خود نرسد طبق گفته ی کتاب راز "تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت" یعنی تنها دلیل منطقی برای برآورده نشدن یک خواسته، کم بودن انرژی و احساسی است که به افکار داده ای. و اما نکته ی سوم، به نظر می رسد بیشترین کاربرد جذب به امور دنیوی و مادی اختصاص داده شده است مواردی مثل ماشین، ساختمان مجلل و...

بار دیگر به آیات ارائه شده دقت کنید ( می توانید کل سوره ی نجم را در ادامه ی مطلب بخوانید)

اینکه قانون جذب صحت دارد باید گفت شکی نیست که خداوند به اشرف مخلوقاتش توانایی های زیادی داده است که شاید هم اکنون خیلی از آن ها را نمی شناسیم( و غریزی از آن استفاده می کنیم) اما نکته ی مورد نظر ما انحرافات و بدفهمی هایی ست که وارد اصول قانون جاذبه شده است. در این جا به شکل تیتروار چند مورد را بیان می کنیم و در پست های بعدی به طور کامل به آن ها می پردازیم.

1- غرق شدن در آرزو های مادی. هر که آرزویش گسترده شود، عملش محدود و کوتاه می شود. (الإرشاد،ج1،ص304. بحار ج241@77)

2-کسی که آرزوهایش دور و دراز شود، عملش بد و ناشایست می گردد. (نهج البلاغه حکمت36، خصال ص15 از امام صادق و تحف العقول از امام کاظم این جمله را نقل کرده اند.) دقت کنید آرزوهای صرفا مادی و بدون در نظر گرفتن مسیر رسیدن به آن همه خواسته ی شاید غیرضروری!

3- فاصله افتادن بین دنیای تصوری و دنیای واقعی نتیجه ای جز افسردگی و درد و رنج درونی ندارد. در کتاب ده قانون انسان بودن از دکتر شری کارتر اسکات، قانون 6 " آنجا از اینجا بهتر نیست" را بخوانید

4- آرزوها، چشم انسان را کور می کند. (نهج البلاغه، حکمت275) فکر می کنم اینو همه شنیدید!

5- لوئیز هی و افراد دیگری که قانون جذب را آموزش می دهند می گویند حتی به اخبار هم گوش ندهید. (شفای زندگی، ص 166) شاید نیت این افراد شفای زندگی شما باشد اما گروه دیگری از این موضوع سود می برند. اگر دقت کرده باشید، اجتماع و گروهی از افراد که می دانند جنایت می کنند! به خبرنگاران اجازه حضور و تهیه ی گزارش نمی دهند. خب اگر مردم به شکل خودکار تمایلی به شنیدن خبر نداشته باشند که چه عالی می شود!!

6- جایگاه خدا نزد افراد متعهد به قانون جذب کجاست؟

و...که در پست های آتی به آن ها اشاره خواهد شد.

ادامه نوشته

خدا زودتر دست به کار می شود!

این دو بیت از حافظ رو بخونید و راجع به پیامش فکر کنید

دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش

                                                  وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش

گفت آسان گیر برخود کارها کز روی طبع

                                               سخت می گیرد جهان برمردمان سخت کوش

همین طور که متوجه شدید در این دو بیت بیانی از قانون جذب آمده است به این شکل که اگر شما همیشه زندگی رو سخت بگیرید و شرایط روعلیه خودتون تصور کنید و ذهنیتتون این طور باشه که برای رسیدن به هر چیز همیشه این شما هستید که رنج و سختی بیشتری رو تحمل می کنید، همین طور هم خواهد شد!

زندگی و کار و تلاش گاهی سخت می شه اما بیشتر مواقع این ما هستیم که وضعیت رو دشوار و دشوار تر می کنیم. اگر شروع یک کار رو سخت تصور کنیم واقعا سخت خواهد شد. اگر همیشه این کلام امام علی (ع)  رو تو شروع و پیگیری کارهامون به یاد داشته باشیم خواهید دید که زندگی ساده و شیرینه!

« در امور زندگی خود تفكر كن،آرام باش، توكل كن و  سپس آستين ها را بالا بزن؛ خواهي ديد كه خداوند زودتر از تو دست به كار شده است»

کلام امام علی (ع) و بیان جذب

در نامه ی 31( نامه ی امام علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) ) در نهج البلاغه این چنین آمده است :

بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده، و برآورده کردن آن را به عهده گرفته است . تو را دستور داده که از او بخواهی تا ببخشاید. درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند میان تو و خودش کسی را نگذاشته است تا حجاب و فاصله پدید آورد. و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند ببخشاید، مانند: عمر بیشتر، تندرستی بدن و گشایش در روزی. سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو گذاشته است که به تو اجازه ی دعا کردن داد، پس هرگاه خواستی می توانی با نیایش، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد. هرگز از تاخیر برآورده شدن نیاز، نا امید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است. گاه، در برآورده شدن نیاز دیرتر می گردد تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود، گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید، یا برای بخشش بهتر از آنچه خواستی، درخواست برآورده نمی شود، چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه ی هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته های تو، به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند، پس نه مال دنیا برای تو پایدار و نه تو برای مال دنیا خواهی ماند.

این چیزی که ما واقعا قانون جذب می دونیم. این اون چیزیه که ما بهش می گیم «ادعونی استجب لکم»

از چه کسی بخواهیم؟ از بی نیازی که بی منت می بخشد: خدا

چه بخواهیم؟ چیزی که جز او کسی نمی تواند به تو ببخشد. چیزی که ارزش خواستن دارد

نکته ی قابل توجه دیگه مسئله عدم برآورده شدن برخی خواسته ها ست که به زیبایی دلیلش در این نامه بیان شده است.

پس بخواهید از کسی که بهترین ها را برای شاهکار آفرینش خود می خواهد و تنها او را بپرستید و تنها از او یاری بجویید.

جذب می کنیم یا پیش بینی؟

در قانون جذب رسم بر این است که می گویند اگر شما به حادثه یا پیشامدی فکر کنید و جزئیات آن را در ذهنتان مجسم کنید به طور خودکار آن اتفاق را به زندگی خود وارد می کنید اما مسئله اینجاست که در بیشتر موارد ما وقت زیادی صرف تجسم حادثه نمی کنیم و بیشتر به نظر می آید که ما وقوع آن حادثه را پیش بینی کرده ایم!

مثلا خود من دیشب موقع خاموش کردن سیستم به فکرم اومد که نکنه سیستم شات دان نشه؟!! در واقع حسی به من می گفت که تا شات دان کامل سیستم منتظر بمونم اما از بس خوابم می اومد رها کردمو...

صبح وقتی وارد اتاقم شدم از تعجب داشتم شاخ در می آوردم! Shutting down

اینکه دلیل فنی این مشکل چیست به کنار. این سوال برام پیش اومد که: من جذب کردم یا پیش گویی؟

 راننده آیت الله بهاءالدینی می گوید: یک روز برای رفتن به خارج شهر حرکت کردیم. وقتی آقا در ماشین نشست، برخلاف همیشه که خوش وبش می کرد، ساکت و آرام بود. کمی که جلو رفتیم به من پولی دادند تا در صندوق صدقات بیندازم. به راهمان ادامه دادیم تا از یک سه راهی بزرگ گذشتیم. در آنجا بود که آقا نفس عمیقی کشیدند و مثل همیشه شدند. از ایشان پرسیدم که چرا در ابتدا حالت دیگری داشتید. ایشان فرمودند که وقتی داخل ماشین نشستم دیدم که سر این سه راه با یک ماشین سنگین تصادف خطرناکی می کنیم. و چون استغفار دفع بلامی کند شروع به استغفار کردم، بعد یادم آمد که صدقه هم خوب است. و بالاخره این کارها موثر شد و خطر برطرف گردید.

به نظر می رسد این روشن بینی ها را تقریباً همه در اندازه ها و صورت های گوناگون در خواب یا بیداری تجربه کرده ایم و بنابراین همه چیز به جذب مربوط نمی شود! راز دو بعد مختلف دارد:

تجسم و تفکر و صرف انرژی بر روی یک موضوع می تواند به طور طبیعی ما را به سمت آن حادثه ( که بدون شک خودمان هم در آن شریک هستیم ) سوق بدهد

دوم روشن بینی و نیروی واقعیت است که قلب ها و ذهن های شفاف را بازمی کند می تواند وقوع حوادث رابه ما اطلاع دهد.

درستی های قانون جذب (قسمت دوم)

دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است

 به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار موثر است، صد البته که تنها عامل نیست. بسیاری از بیماری ها به تصور و خیالات ما مربوط هستند، کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربه درد را برایش ایجاد خواهد کرد. و کسی که خود را تن درست و نیرومند می بیند، درست دیده است. از این رو امام صادق علیه السلام فرمودند: هیچ بدنی با نیت و اراده قوی، ناتوان نمی شود. (میزان الحکمه ح20949) و از سوی دیگر بر شکایت نکردن از دردها و ناله و شیون سر ندادن تأکید شده است. خداوند فرمود: کسی که سه روز بیماری را تحمل کند و به کسی شکایت و شیون نکند، گوشتی بهتر از گوشتش و خونی بهتر از خونش جایگزین می شود. اگر سلامتی یابد در حالی سالم می شود که گناهی بر او نمانده و اگر بمیرد به سوی رحمت من می آید. (میزان الحمه ح 18786) در مقابل بی تابی کردن در بیماری ها یا سایر مشکلات در واقع رنج انسان را بیشتر می کند. (غررالحکم ح1562غ1198) در این روایات سامان دهی به افکار و احساسات برای درمان و بهبودی هدف گرفته شده اما بر ارزش های اخلاقی نیز تأکید شده است. صبر، تسلیم خداوند بودن و ایمان به او بیش از افکار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افکار و احساسات بر اساس ارزش های انسانی و اخلاقی طراحی شده است و چه بسا احساساتی که از این ارزش ها برنیامده باشد، تأثیر کمتری بگذارد.

سوم، در تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان و تا حدودی فراتر از آن نیز می توانیم از قانون جذب استفاده کنیم، کسی که خود را محبوب و دوست داشتنی می داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست داشتنی خواهد شد، کسی که خود را زشت یا زیبا تصور می کند، همانگونه به نظر می رسد. مثال فراتر اینکه فردی که شاد است، ممکن است دیگران را شاداب کند و یا برعکس. لذا در دعای هنگام نگریستن در آینه اینطور می خوانیم: خداوندا همانطور که چهره مرا زیبا آفریدی اخلاق و منش ام را نیز زیبا بگردان. این دعا بهترین تلقین خودپذیری و اصلاح افکار برای درک زیبایی آفریده خداست.

چهارمین صورت کارآمدی قانون جذب تأثیر بر احساس و برخی از رفتارهای حیوانات است. تصور آرامش و احساس امنیت برای حیواناتی که نزدیک ما هستند، موجب می شود که در کنار ما احساس امنیت کنند. در اینجا فرقی میان تمساح و یک گنجشک نیست. همچنین اضطراب شما آنها را نیز نگران و آشفته می کند. از این رو در روایات بسیاری به ما توصیه شده است که با حیوانات آرام و مهربان باشیم، بی جهت آنها را آزار ندهیم و شکار نکنیم. (میزان الحکمه باب حقوق الحیوان با 23 حدیث)

پنجم، از دیگر درستی های قانون جذب تأثیر بسیاری از افکار منفی است، براستی اگر کسی فکر کند که نمی تواند کسب و کار خوبی داشته باشد، با شکست اقتصادی روبرو خواهد شد، کسی که فکر کند، بیمار است، بیمار خواهد شد، کسی که گمان کند، دوستان و نزدیکانش او را رها خواهند کرد، طوری رفتار می کند، که به همین نتیجه می رسد. این امور در ادبیات دینی با عنوان وسوسه شناخته می شوند و نه فکر. وسوسه ها از سوی شیطان است و به صورت معمولاً ناامیدی و ترس (آل عمران/157)، دشمنی و جدایی (مائده/91)، بی تابی(اعراف/176) و ناکامی (قرقان/29) در دل های ضعیف افکنده می شود. توصیه روایات این است که در این موارد نگذارید رنگار وسوسه ها به فکرتان بنشیند (نهج البلاغه خ91) و آن را بر ذهن و زبان جاری نسازید. (کنز العمال ح1709)

تمام این موارد درست به اموری محدود می شود که فکر از طریق سیستم اعصاب، احساسات، رفتارها و گفتار ما را تحت تأثیر قرار می دهد و نتیجه طبیعی آن را محقق می کند. همچنین نیروی فکر می تواند با نمودهای احساسی و رفتاری و گفتاری فرد، روی احساس، رفتار و گفتار سایر افراد نیز تأثیر بگذارد.

استناد به مقاله ی حمید رضا مضاهری سیف

درستی های قانون جذب (قسمت اول)

قانون جذب در رابطه با خود فرد دو صورت درست پیدا می کند:

 یکی در امور روحی و روانی

 مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می شود و کسی که به ناراحتی ها بیندیشد، اندوهگین می شود. کسی که فکر کند می تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجه برعکس خواهد گرفت. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می شود. اصلاح این است که تفکر در مورد خود شادی یا اندوه یا آرامش و یا اضطراب بیشترین فایده را ندارد، بلکه سامان دهی افکار بر اساس عوامل این حالات، موجب پدید آمدن آنها می شود. مثلاً

امام حسن می فرماید: آنچه را از دنیا خواسته ای و به آن نرسیده ای، چنان قرار بده که گویا هرگز به ذهنت خطور نکرده است. (بحار ج111@78)

و اساسا امام صادق علیه السلام فرمودند: رغبت به دنیا غم و اندوه به دنبال می آورد و دل بریدگی از آن آسودگی تن و روان را درپی دارد. (میزان الحکمه ح3767)

 و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: یقین چه خوب اندوه را می راند. (بحار ج116@77) زیرا سرچشمه بی پایان سرور و شادمانی خداوند است.

و به فرموده امام کاظم: کسی که خود را به اندوه می زند، اهل اندوه می شود. (میزان الحکمه ح3781)

پس اگر ما به هریک از پدیده های روانی شادی، غم، آرامش و... فکر کنیم در درون ما اتفاق می افتد اما پایدارتر و زیربنایی تر این است که عوامل آنها را مدیریت کنیم.

» قسمتی از مقاله ی حمید رضا مظاهری سیف

از خدا بخواهیم یا از کائنات؟

دربیان قانون جذب همیشه به خواستن از کائنات تاکید می شود. انگار که عالم هستی دست به سینه در برابر انسان ایستاده است تا او ماشین بخواهد! یا مثلا ویلا بخواهد! و بعد بنا به میزان ایمانی که فرد به جذبش دارد دیر یا زود خواسته اش براورده می شود و شاید هم به این بهانه که تمام احساسش درگیر نبوده است هرگز به خواسته اش نرسد!

تا آنجا که یادم است زمانی که حرفی از جذب نبود هرکس اگر خواسته ای داشت به درگاه خدا پناه می برد و تنها از او می خواست اما امروز بت جدیدی توسط بشر ساخته شده که دیگر مانند بت های عرب جاهلی از جنس سنگ و چوب نیست از جنس فکر است، از جنس علم است و بیشتر قسمت هایش از جنس خرافه.

امروزه ما دید دیگری به جهان هستی داریم. اگر زندگی الان خودمان را با زندگی مردمان هزار سال پیش مقایسه کنیم متوجه می شویم که در آینده نیز شیوه ی زندگی و دانسته های ما ازعالم هستی قطعا تغییر خواهد کرد ثانیا در این جهان چه موجودی پیچیده تر از انسان؟! قدرت فکر و ذهن بشر همیشه جای سوال و تحقیق دارد. هر چه قدر هم که بگوییم می دانیم باز نکات مبهم زیادی وجود دارد و این موضوع که اگر کسی دائما به اتفاقات ناخوشایند فکر کند همان نصیبش می شود درست است! و کسانی که خوبی ها را به ذهن راه می دهند همان را بدست می آورند.

اعتقاد به قانون جذب و درخواست کردن از خداوند هیچ گونه منافاتی با هم ندارند و در سلسله عوامل طولی،  جذب ( منظور ما از جذب این است که شما بر روی چیزی تمرکز دارید و بعد به آن خواسته یا هدف دست می یابید و شاید از راهی که هیچ گاه تصورش را هم نمی کردید) یکی از تقدیرات الهی است که در اختیار بشر قرار داده شده است لذا تشکر کردن از قانون جذب یا کائنات به جای خدا درست مانند آن است که یکی شیشه ی شربتش را ببوسد و بگوید شفا از توست! درست است که طبق تقدیر خدای حکیم این فرد هم با آن شربت معده دردش درمان می شود اما

فردا های دیگری هنوز در این دنیا خواهد بود و هزار اتفاق دیگر!

مرگی هست و رستاخیزی و آخرتی!

ممکن است برایتان سوال باشد که این همه آدم از جذب یا از کائنات می خواهند و نتیجه هم می گیرند بدون هیچ مشکلی! خب این موضوع به نظام قضا و قدر الهی باز می گردد.

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُوْلَئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمْ

 رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُواْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ


چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مى‏بندند، يا آيات او را تكذيب مى كنند؟! آنها نصيبشان را از آنچه مقدر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مى‏برند; تا زمانى كه فرستادگان ما (فرشتگان قبض ارواح) به سراغشان روند و جانشان را بگيرند; از آنها مى‏پرسند: «كجايند معبودهايى كه غير از خدا مى‏خوانديد؟! (چرا به يارى شما نمى‏آيند؟!)» مى‏گويند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضد خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند!

سوره اعراف/37